يعقوب جعفرى

73

سيرى در علوم قرآن ( فارسى )

وَ هذا كِتابٌ أَنْزَلْناهُ مُبارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها « 1 » و اين كتابى است كه ما فرستاديم با بركت است و تصديق‌كننده چيزى است كه در مقابل اوست تا مردم مكه و اطراف آن را بيم‌دهى . وَ ما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ تَفْصِيلَ الْكِتابِ لا رَيْبَ فِيهِ مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ « 2 » اين قرآن طورى نيست كه از طرف غير خدا به افتراء آمده باشد بلكه آن تصديق چيزى است كه در آن شكى نيست و از جانب پروردگار جهانيان است . بدون شك منظور از چيزى كه پيش روى قرآن است و قرآن آنها را تصديق مىكند تورات و انجيل و كتابهاى آسمانى ديگر است . حال بايد ديد كه منظور از تصديق كردن قرآن چيست و چگونه قرآن آن كتابها را كه در عصر نزول قرآن همگى تحريف شده بودند و قرآن از تحريف آنها خبر داده است ، تصديق مىكند ؟ معمولا گفته مىشود كه قرآن اصل و اساس نزول تورات و انجيل را از جانب خداوند تصديق و گواهى مىكند . و اين به معنى آن نيست كه تورات و انجيل تحريف شده مورد تأييد و تصديق قرآن است . اين سخن براى خود سخن درستى است اما با توجه به اين‌كه در آيات مربوطه قرآن تصديق‌كنندهء چيزى كه پيش روى اوست ( الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ ) و يا تصديق‌كننده چيزى كه با اهل كتاب است ( معهم ) معرفى شده ، اين توجيه جاى تأمل است زيرا از اين

--> ( 1 ) - سوره انعام آيهء 93 . ( 2 ) - سورهء يونس آيهء 37 .